این نشست تخصصی با دبیری علمی خانم دکتر راضیه پورحیدر و خانم نسیبه خیرآبادی بعنوان ارائهدهنده اصلی و همچنین خانم الناز تیموری در نقش منتقد و ناقد حاضر شدند.
در ابتدای این جلسه که هفتم آبان ماه ۱۴۰۴ و با حضور جمعی از طلاب برگزار شد ، دبیر علمی کرسی و مدیر مرکز آموزش عالی حوزه علمیه الزهراء علیها السلام ارومیه خانم دکتر پورحیدر به تبیین مسئله و تشریح ابعاد کلیدی موضوع شامل الزامات و محدودیتهای پوشش طلبگی و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی پرداخته و با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب، مهمترین رسالت طلاب را «فقاهت در دین» دانست و افزود: از منظر ایشان، شرط لازم برای تحقق این فقاهت و استنباط احکام شرعی، «شناخت پرسشها و مسائل جامعه» است و کرسیهای آزاداندیشی، بستری برای طرح همین پرسشها را فراهم میکنند.
وی در ادامه افزود: مسئله پوشش بانوان طلبه از جمله موضوعاتی است که مناقشات گستردهای را در پی داشته و هرکس که در فضای حوزوی حضور داشته باشد با این بحثها بیگانه نیست. وی تصریح کرد : برخی عدم وجود پوشش واحد را موجب سلیقهای شدن و تنوع در پوشش طلاب دانسته و از پدیدهای با عنوان «عرفیشدن پوشش» یاد میکنند و در مقابل عدهای دیگر بکارگیری این مفهوم را برای پوششی که حدود شرعی در آن رعایت شده را نادرست میدانند.
سپس خانم نسیبه خیرآبادی، معاون فرهنگی حوزه وارائه کننده بحث، باتوجه به آیات قرآن کریم به تبیین مفهوم پوشش و حدود شرعی آن اقدام نمود. ایشان با تأکید بر اینکه اصل وجوب حجاب به عنوان یک حکم مسلّم شرعی نزد حاضران مفروغٌ عنه است، تصریح کردند که محور بحث حاضر، نه اثبات اصل حجاب، بلکه بررسی بایدها و نبایدهای اختصاصی پوشش برای قشر طلبه و تعهدات خاص ایشان است پرسشهایی از این قبیل را مطرح کرده و افزود : با فرض مشخص بودن حدود شرعی پوشش، آیا مجاز هستیم بنا به سلیقه شخصی بر این حدود بیفزاییم؟ مفهوم «شأن طلبگی» چگونه تعریف میشود و چه اقتضائاتی دارد؟ و آیا اصرار بر پوشش حداکثری که گاه برای جامعه دافعه ایجاد میکند، با نقش ارتباطی و هدایتی طلاب سازگار است؟ و بنابراین توقع جامعه از طلاب، فراتر از رعایت حدود واجب است. هدف از طلبگی تنها آشنایی با معارف دینی نیست، بلکه نقش الگویی و هدایتی طلاب، رعایت معیارهای بالاتر و مجاهدت بیشتر را میطلبد
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، با برشمردن دو نقش محوری طلبه – یعنی خودسازی و تأثیرگذاری اجتماعی – خاطرنشان کردند: «طلبه که خود را وقف فراگیری علوم دینی نموده، نه تنها مسئولیت رشد و تعالی خویش را بر عهده دارد، بلکه در قبال هدایت و راهنمایی جامعه نیز مسئول است.
در ادامه، خانم الناز تیموری در نقش منتقد و ناقد کرسی و بعنوان معاون اداری مالی این مرکز آموزش عالی ، بحث خود را با موضوع «حدود حجاب» آغاز نموده و با تشریح شرایط صدر اسلام و فضایی که آیات حجاب در آن نازل شد، به شبهات مطرحشده در مورد پوشش اختیاری و اجباری پاسخ گفته و خاطرنشان کرد : در سیره ائمه معصومین(ع) مجازات یا برخورد خاصی نسبت به مسئله حجاب مشاهده نمیشود، اما باید توجه داشت که سطح «تبرج» و خودنمایی که در جامعه امروز شاهد آن هستیم، در آن دوره وجود نداشته است.
به گفته ایشان، مسئلهی اصلی در شأن نزول آیه ۳۱ سوره نور، «بدپوششی» بوده، نه «بیحجابی» یا «کشف سر»، که در کنار منع مردان از نگاه به نامحرم مطرح شده است. خانم تیموری حدود پوشش واجب را منحصر به «وجه، کفین و قدمین» دانسته و پوشش فراتر از این حدود را فاقد وجوب شرعی عنوان کرد.
وی در ادامه«شأن ویژه طلاب» را امری برگرفته از سیرهی معصومین(ع) و بانوان برجستهی اسلام همچون حضرت فاطمه زهرا(س)، حضرت زینب کبری(س) و حضرت معصومه(س) دانسته و با استناد به روایات به تبیین این سیره پرداخت و تأکید کرد که رعایت فراتر از حدود واجب، امری الزامی نبوده و مرتبط با «تقوا» است چراکه بر اساس آیه شریفه «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ» هرگونه رعایت بیشتر که در توان فرد باشد، منطبق با تقوای الهی است. اما اگر فردی با توجه به شرایط خود، پوششی در حدود شرع و همراه با وقار و متانت یک بانوی طلبه برگزیند، نمیتوان او را به بیش از آن ملزم کرد. همچنین ملتزمان به پوشش حداکثری نیز نباید تصور کنند که همه طلاب میبایست عیناً مانند آنان رفتار کنند.
پس از ارائه این مطالب دبیر کرسی، خانم دکتر پورحیدر به جمعبندی موضوع پرداخته و گفت : در حالی که مسئله جاری در فضای عمومی جامعه «پوشش اجباری در مقابل اختیاری» است، گفتمان حاکم بر فضای حوزوی، حول محور «حجاب حداکثری در مقابل حداقلی» میچرخد.
ایشان تأکید نمود: «منتسب بودن به نهاد دین، به خودی خود فضیلت محسوب نمی شود، بلکه این تخلق به اخلاق دینی و تقواست که ارزش آفرین و نجاتبخش است.» و با استشهاد به آیه ۲۸ سوره احزاب که خطاب به همسران پیامبر(ص) بر لزوم انتخاب میان زینت دنیوی و زندگی اخروی تأکید شده، افزود: «طلبه با آگاهی از گذرا بودن دنیا و جایگاه آن به عنوان محل آزمایش، می کوشد تا در عین بهره مندی مشروع از زندگی دنیوی، مسیر آخرت خواهی و اصلاحگری را دنبال کند.
وی در پایان با تأکید بر الگو بودن طلبه در جامعه، نتیجه گرفت: «جذب مخاطب به دین، نه با عدول از اصول، بلکه از طریق تقوا، معنویت و صداقت ممکن خواهد بود. پوشش طلبه باید بر اساس اصل ستر و پوشش واجب شرعی تعریف شود و از تأثیرپذیری از مدهای زودگذر مصون بماند. هرگونه رویکردی که طلبه را از وقار و پارسایی دور سازد، با شأن و جایگاه علمی و معنوی او در تعارض است.